محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
419
تحفه خانى ( فارسى )
[ 163 ] مقاله در بيان مرض قولنج و قولنج را اطبا چنين تعريف كردهاند كه القولنج مرض معوى مولم يعسر معه خروج ما يخرج بالطبع يعنى قولنج مرض با درد و المى است كه معا و امعا را عارض مىشود كه با وجود حدوث او خروج ربقه از بيرون مىشود دشوار است و ايلاوس كه مراد به آن پيچ و تاب افتادن در معا مستقيم است و بسيار خطر از قولنج است و سبب قولنج يا بلغم غليظ چسپنده زجاجيست كه باثقال مخلوط شده و از غايت غلظى كه دارد از بيرون آمدن اثقال و براز را مانع مىآيد و علامت او شدت وجع است و احتباس و قبض در شكم و ساقط شدن شهوت غذا و سابقه فساد غذا نيز و بيرون آمدن بلغم غليظ احيانا همراه براز و علاج او خوردن جلابست هر صباح بادرنجبويه و باديان و تخم كرفس از هريك سه درم با قدرى آب طبخ كرده صافى ساخته ده درم گلقند عسلى و يا قندى درو خلط كرده نيمگرم بايد آشاميد و در وقت وجع و الم غذا نبايد خوردن صبر بايد كرد تا درد تسكين شود . و غذا بعد از تسكين وجع نخودآب و شورباى آن از گوشت مرغ فربه اگر سبب تخمه نبوده باشد و ملين طبيعت به اين ادويه بايد كرد سناء مكّى هفت درم و بادرنجبويه سه درم و باديان نيمكوفته دو درم مجموع در قدرى آب كه مناسب باشد بايد طبخ كرد و از كرپاس گذرانيده صافى ساخته ده درم قند درو آميخته و از معجون خيارشنبر هفت مثقال يا شش يا پنج مثقال بحسب قوت و ضعف و بنيه عليل نيمگرم بوقت صبح بايد داد و يا درين مطبوخ بجاى معجون خيارشنبر پنج مثقال معجون سفرجلى كه موضوع از براى همين نوع علتهاست حل كرده نيمگرم بايد داد و بر محل وجع سبوس و قوناق و نمك گرم كرده بايد در خريطه